X
تبلیغات
عشق باروني

ببار باران!!من سفر كرده اي دارم كه يادم رفته اب پشت پايش بريزم..!
جمعه بیست و یکم تیر 1392
آرامش (پست ثابت)

من دراین جا مانده ام...برجا ایستاده وسرد وز دوچشم خسته ام اشک یآس می ریزم به دامان جاده خالی

زیر باران...!

+ نوشته شده در 20:59 توسط zahra
سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393
بگذرید...

بگذارید و بگذرید،ببینید و دل مبندید

چشم بیندازید و دل مبازید،که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت...!

+ نوشته شده در 22:40 توسط zahra
پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393
یا زهرا...
پیامک وفات حضرت فاطمه
+ نوشته شده در 11:33 توسط zahra
سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392
سالی دگر گذشت...

با خوبی ها  و بدی ها،هر آنچه که بود؛

برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،

برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد،

سالی دگر گذشت...

دوستای عزیزم سال نو همتون مبارک...

امیدوارم سال قشنگی داشته باشید و بهتون خیلی زیاد خوش بگذره...

من دارم میرم مسافرت

خوبی،بدی دیدین حلال کنین،ببخشید اگه کسی رو رنجوندم یا دل کسی رو شکوندم...

مواظب خوبی هاتون باشین...

+ نوشته شده در 14:30 توسط zahra
چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392
بارون...

تنها ادامه میدهم در زیر باران
حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم
میخواهم تنهایی ام را به رخ این هوای دو نفره بکشم
ببار باران من نه چتر دارم نه یار . . .

***

خدایا خیلی خوبی...

بارون امروز محشر بود...

نمیتونم حسی رو که امروز داشتمو توصیف کنم!!!

خدایا ممنونم ازت...

+ نوشته شده در 15:35 توسط zahra
جمعه نهم اسفند 1392
!

خدایا خواستم بگویم تنهایم اما نگاه خندانت ، مرا شرمگین کرد چه کسی بهتر از تــو...

تلنگر کوچکی است بــــــــــــاران

وقتی فراموش می کنیم

آسمان کجاست!!

+ نوشته شده در 15:28 توسط zahra
شنبه بیست و ششم بهمن 1392
امام نقی - علیه السلام -

برچسب‌ها: امام نقی, ع, نقی
+ نوشته شده در 20:10 توسط zahra
شنبه دوازدهم بهمن 1392
محتاجم...

خــدايــا :

من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري!

پـس اي خــدا!

هيچ مي داني كه بزرگوار آن است

كه گمشده اي را به مقصد برساند ؟

تـا ابـد مـحـتـاج يـاري تـو ،

رحـمـت تـو ،

تــوجــّه تــو ،

عـشـق تــو ،

گـذشـت تـو ،

عـفــو تــو ،

مـهـربـانـي تـو ،

و در يـك كـلام

مـحـتـاج تــوام ...!

+ نوشته شده در 18:19 توسط zahra
شنبه بیست و سوم آذر 1392
!

نمیتونم آپ کنم

عذر میخوام از همه ...!

جبران میکنم!

راستی لینک هام پاک شدن!!!!!!!!!

کامنت بذارین تا سر فرصت همه رو قشنگ لینک کنم!

خیلی خیلی عذر میخوام دوستای گلم...

+ نوشته شده در 16:7 توسط zahra
جمعه دهم آبان 1392
ماتم...

باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟

حرم امام حسین - کربلا haram emam hossein


برچسب‌ها: بوی محرم, التماس دعا
+ نوشته شده در 12:41 توسط zahra
چهارشنبه یکم آبان 1392
عید...

غدیر، بهاى هر چه بهاران، طراوت قطره قطره‏ ى باران
 

عطر دل‏ انگیز نعمت ولایت و موهبت هدایت مبارک باد...!

 
+ نوشته شده در 19:1 توسط zahra
دوشنبه بیست و دوم مهر 1392
عرفه...

خدایا...

آن‌گاه که جان ها و اندیشه ها از نسیم فرح‌بخش نام و یادت سرشار است

بگذار در برکه عرفه، خود را از زنگار غفلت و معصیت شست‌وشو دهیم . . .


برچسب‌ها: التماس, دعا, در, لحظات, قشنگ خلوتتان
+ نوشته شده در 22:55 توسط zahra
دوشنبه پانزدهم مهر 1392
...!

بــــرای چشــــمهـــایـــم نمـــاز بـــــــــاران بـــخوان…!

بـــغض کــرده...

ابریــســـــت ...

امـــــا نمی بــارد....!

+ نوشته شده در 15:46 توسط zahra
جمعه پنجم مهر 1392
تولدمه...

فردا تولدمه

روزی که ۱۶ سال پیش به دنیا اومدم

الان رفتم توی ۱۷

هعی خدا چقدر زود گذشت...

چقدر زود تموم شد دوران قشنگ بچگیم!

چقدر زود تلخی های زندگی رو چشیدم...

حیف...

اما خوشحالم...

چون تولدمه،زندگی من جریان داره...

خداجونم کمکم کن...

تولدمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مبـآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآرکــــــــــــــــــــ...!!!

 

+ نوشته شده در 14:26 توسط zahra
یکشنبه سی و یکم شهریور 1392
پاییز...

دوست دارم پاییـز را

که معافـم می کنـد

از پنـهان کردن

دردی که در صـدایم می پیچـد

اشکی که در نگاهـم می چرخـد

آخر همه مـی داننـد

سـرما خورده ام...!


برچسب‌ها: عاشق, پاییزم, پاییز مبارک
+ نوشته شده در 8:9 توسط zahra
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392
حسرت هایم...

بَساط کَرده ام

وَ تَمآمِ نَداشته هایم را؛

به حَراج گُذاشته ام...

بی اِنصاف،چانه نَـــزَن!

حَـــسرَت هایم

به قیمَت عُمرَم

تَـــــــمــــآم شُـــــــد...!

+ نوشته شده در 9:18 توسط zahra
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392
امام رضا...

میلاد با سعادت امام  رضا(ع) رو تبریک میگم...

از خدا می خوام توی این شب عزیز همه به همه ی آرزوهاشون برسن!

+ نوشته شده در 20:53 توسط zahra
چهارشنبه بیستم شهریور 1392
دلتنگی هایم...
گاه دلتنـــــــگ می شوم 
دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی هاحسرت ها را می شمارم و باختن هاوصدای شکستن را...
 نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم
 وکدام خواهش را نشنیدم
 وبه کدام دلتنگی خندیدم که 
چنین دلتنگــــــــــــــــم؟؟؟
 
+ نوشته شده در 10:52 توسط zahra
شنبه شانزدهم شهریور 1392
روز دختر

خداوند لبخند زد
دختر آفریده شد!
لبخند خدا روزت مبارک...

+ نوشته شده در 16:7 توسط zahra
دوشنبه یازدهم شهریور 1392
حرف حساب
سلام

امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه...

دوستان دیگه کم کم داره مدرسه ها باز میشه و درس و اینا شروع میشه!

میخواستم بگم که ناراحت نشین اگه به همه ی لینک هام سر نمیتونم بزنم...!

فقط میام وب اونایی که معرفت دارن و میان وبم!

منتظر نظرات و انتقاداتتون هستم

موفق باشین دوستان...

+ نوشته شده در 12:59 توسط zahra
دوشنبه یازدهم شهریور 1392
تنها نیست...

تنها نیست آن که تاریکی اتاقش و  پرده سیاه افکارش را در حصار کلمه تنهایی می کشد؛

خدا هم هست...

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: خدا, کمکم, کن
+ نوشته شده در 12:25 توسط zahra
دوشنبه یازدهم شهریور 1392
تسلیت
شهادت امام جعفر صادق (ع) رو تسلیت می گم ...

التماس دعا...

+ نوشته شده در 12:3 توسط zahra
سه شنبه پنجم شهریور 1392
...

از انسان های احساساتی بیشتر بترسید...

آن ها قادرند ناگهانی،

دیگر گریه نکنند

دوست نداشته باشند...

و قید همه چیز را بزنند؛حتی زندگی...

 

+ نوشته شده در 12:19 توسط zahra
چهارشنبه سی ام مرداد 1392
ز مثل زندگی...

کنار پنجره ی عمرت نشستی و برگ های زرد زندگانی ات را بیهوده ورق می زنی ؟؟!!

بیهودگی هایت را ببلع،نت های زندگی را بنویس،کنار هم ردیف کن،بنواز...

ز مثل زندگی،ز مثل زیبا،زیبایی مثل روح،جسم...

هـ مثل هست؛همیشه هست و هستند (خدا،تو،او)

د مثل دنیا،د مثل دیدن،ببین:زندگی زیباست؛اگر زیبا ببینیم...!

 

+ نوشته شده در 10:47 توسط zahra
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392
عجیب است...!

عجــب دنیای حـیـــــرت آوری اســت؛

این دنیــا که ماهیانش قهوه می نوشـند،

کودکانش بی شیرند،

خوک هایش را با سیب زمینی می پرورانند،

و آدم هایش را با حَــــــــرف...!!

دنیـــــا،دنیــــای عجیبی است...!

 

+ نوشته شده در 13:44 توسط zahra
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392
یادم باشد...

یادم باشد حرفی نزنم که

به کسی بربخورد...

نگاهی نکنم

که دل کسی بلرزد...

راهی نروم 

که بیراه باشد...

خطی ننویسم

که آزار دهد کسی را...

یادم باشد که

روز و روزگار خوش است...

همه چیز رو به راه است و خوب!

تنها...تنها...دل ما دل نیست...

 

 


برچسب‌ها: عیدتون, مبارک, التماس, دعا
+ نوشته شده در 18:37 توسط zahra
دوشنبه چهاردهم مرداد 1392
زندگی...

زندگی به دو نیمه است؛

نیمه ی اول در انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول...

+ نوشته شده در 14:41 توسط zahra
شنبه دوازدهم مرداد 1392
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مُرد...
در کویری برهوت به سوی سراب خیالاتم قدم برمی دارم.

کرکس های بی رحم به روح خسته ام حمله ور شده اند.

تشنه و در میان تنهایی

سراب خیالت را می بینم...

با صدای بغض آلودم،با نفس های سنگین وگرمم،بلند صدایت میزنم...

این سکوت وهم آلود هم جوابم را نمی دهد.

روی شن های داغ می نشینم.کمی...

کمی آب می خواهم

لب های ترک خورده ام خون آلودند.

قرمز وقطره قطره روی زمین می چکند.

عرق های پیشانی ام یک به یک لباسم را تر می کنند.

نَــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ،این سهم من نیست...

باید این فاصله ها را بردارم...

بیـــــــــــــــــــا تا صدای دست های تنهایم را امید بخشی

دلم را شاد و روحم را تازه کنی...

اگر باز هم تنهایی را سهم این روزهایم داشته باشم؛

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مُرد...

 

 

 


برچسب‌ها: تنهایی
+ نوشته شده در 7:16 توسط zahra
چهارشنبه نهم مرداد 1392
نیلوفرانه باتو می مانم...

وسوسه ای از جنس مرداب ها مرا سوی خود می کشاند...

هوا،هوای بی خیالی است...

اما با این همه بی خیالی و جنون،واهمه ای درونم است...

واهمه ای از جنس نبودن با تو...

خدایا...

باید بودنم را  به گونه ای فریاد بزنم تا که همه بدانند،

نیلوفرانه با تو می مانم...!

+ نوشته شده در 14:9 توسط zahra
یکشنبه ششم مرداد 1392
مرثیه ی عشق...

سرت را روی شانه ی دلم بگذاری،

حرف ها دارد برایت نجوا کند...

حرف ها،از جنس سروده هایی که،

در آستانه ی غزل شدن،

مرثیه شدند...

+ نوشته شده در 14:39 توسط zahra